اخبار جدید

::

:: مرورى بر روزهاى تلخ؛ واقعا چه بر سر این تیم آمد؟

به گزارش آوای استقلال – نویسنده مائده قدیمی – نوشتن از این روزهاى سخت استقلال و آرامش عجیب رقیب راحت است… همین مسائل ساده اى که چشم میبیند را بنویسیم کافى است! وقتى قضایاى کوچکـ را کنار هم مى گذاریم ذره ذره جمع مى شوند و به این نتیجه مى رسیم، استقلال ” سر راهى ” است….

برگردیم به ٢سال قبل، از ٩۵ شروع کنیم! خرید هاى زیادى انجام شد، نام هاى بزرگ که گلچین شده از تمام تیم ها بودند اما چه شد؟ نتایج ضعیف و عملکرد سینوسى! مساوى – باخت – مساوى – چند برد و دوباره از اول! نیم فصل تمام مى شود و سهم استقلال فقط ٢۵ امتیاز است!
تیمى که در ٣ جام تلاش مى کند، بنا به دلایلى به یکباره با جدایى ۴ بازیکن خود مواجه مى شود!
بهمن ٩۵ مى رسد، استقلال به فاصله ى تقریبا هر ۴ روز یکبار به میدان رفت، بدون آن که سازمان لیگ دلش براى آبى ها بسوز د و حداقل یک بازى را به تعویق بیاندازد! استقلال انگار نماینده ایران نبوده و بحث منافع ملى وسط نبوده آن زمان…
با تمام این ها از ۴ بازى سخت، پسران آبى٣ پیروزى دلچسب بدست آوردند.
شومى ٩۵ به همینجا ختم نمى شود! پنجره ى نقل و انتقالات استقلال به دلیل مسائل مالى و بدهى بسته شد، طلبى که در برابر رقم نجومى ژوره، عددى نبود ! اما خب استقلال فرشته ى مهربان نداشت تا چوبش را بچرخاند و همه مشکلات حل شود….
اما آن زمان هیچکس براى استقلال و محرومیتش عزا نگرفت! رسید زمان بازى مهم، استقلال – العین؛ در آن بازى کاملا موضوع محرومیت و کمبود بازیکن به چشم آمد. تیمى که هافبک نداشت، و در اوج بد شانسى تنها هافبک دفاعیش حین بازى مصدوم شد! مگویانِ مدافع نقش هافبک را بازى مى کرد! و این یعنى فاجعه… در حالى این اتفاق افتاد که نیم فصل تیم هافبک با ارزش خود را از دست داده بود!
و تیم ملى امیدى که هیچوقت استقلال را درک نکرد، نورافکن به اردو رفت و نتوانست با تیم براى این بازى مهم هماهنگ شود!
در روزى که استقلال به یک مساوى ساده احتیاج داشت تا به یک چهارم صعود کند، به دلیل ١) عدم وجود مدیر توانا و کارآمد و ٢) عدم توانایى در جذب و نگهدارى مهره هاى با ارزش سنگین ترین شکست آبى ها در اسیا رقم خورد…
به ٩۶ مى رویم؛ باز هم شلوغکارى در نقل و انتقالات، سر و صداى الکى… عشق عکس ها، بازیکنان خوبى گرفتند اما این استقلال درست شدنى نبود! هم مدیریت باشگاه و هم مدیریت تیم مشکل داشت… البته از این هم نگذریم که خیلى ها نمى خواستند استقلال به نتیجه برسد!
فصلى که با محرومیت مسخره و بى دلیل شروع شد! تیم هاى زیادى به تیم ملى بازیکن ندادند، سند و تاریخش هم موجود است اما خب تیمى محروم نشد جز استقلال!
آبى ها با این شوک فصل را شروع کردند. و تکرار سناریوى فصل قبل، باخت – مساوى اما این بار انقدر ضعیف بودند که تا بازى سوم حتى گل هم نزدند! ١ برد و ٣ باخت در لیگ کافى بود تا اعتراض ها به پا شود! قرار بر تعویض مربى شد، شومنى که در جذب بازیکن سر و صداى الکى راه مى انداخت، در جذب سرمربى هم همان رویه را ادامه داد! اسم هاى بزرگ ، رقم هاى نجومى…
اما در آخر وینفرد شفر و کلى حرف و حاشیه… مرد با تجربه و البته کم توقع و ارزان نسبت به اسم هاى آن موقع! او آمد و مدیریت کرد، مدیریت ستاره هایى که قبلا کسى نمى توانست! ضعف ها را دید، از قوت ها استفاده کرد.
و باز هم بهمن ماهى سخت و فشرده! استقلال هر ۵ روز یکباربه میدان رفت اما باز هم هیچ بازى به تعویق نیوفتاد.
حذفى، لیگ و حتى آسیا ، همه و همه را شرکت کرد بدون حتى یکـ روز تعویق…

همه این ها را گفتیم تا بگوییم، کاش ما هم مثل خیلى ها بودیم! چشم پوشى روى جعل سند و قهرمانى با خیلى اتفاقات و حتى تلاش براى بخشیده شدن طلب ریزه اسپورت، استراحت ١۶ روزه براى یک بازى… از ارز دولتى و حرف و حدیث هایش هم نگوییم بهتر است…
این استقلال بیش از حد تنهاست. از خودى ها بیشتر ضربه خورد تا از بقیه! حداقل اگر خودى ها هواى تیم را داشتند مى شد اجحاف بقیه را تحمل کرد.


نام شما :

ایمیل شما :




رفتن به نوارابزار