اخبار جدید

::

:: طنز: خزان لنگیان و بهار قشقایی

اختصاصی آوای استقلال- فرشید نجفی- ناقلان اخبار و طوطیان شکر شکن بازار چنین حکایت کنند که در سنه ی نود و پنج هجری شمسی چون تموز به خزان خزید و ابر باران به آسمان رسید بزرگ ایلی از قوم آریایی مسمم به قشقایی ترک ییلاق نموده و به قصد قشلاق قدم در کوی کوچ نهادند.

چون مرتع به زنگ میشان پریشان و سبزه ز سم اسبان لرزان، تک سواری به تاخت بیامد و فریاد برآورد که ای ایلیاتیان احشام ببندید و  ترک طریق کوچ کنید که سرحداتمان به دست لنگیان لنگستان پرآشوبست و قیلوله خواب سردارمان اصغر اکبر خان مخدوش.کوس جنگ بزنید که فصل ظفر رسید.

خیل ایل از خردان و سالخوردان خروشیدند  و در طی السبیل به خشم  و فریاد پیچ سبیل خویش چربیدند.

چون ایل به آورد بشد مخبران را خبر شد که سردار لنگیان ویچیست از دیار ویچستان به غره شهره و به دلالان مهره . چونان جملگی بدیدگانش خرد آیند که پیر سپاهش را خردبین نامند.

سویی لنگی و سویی قشقایی بقصد آورد بصف شدند.از میان لنگیان بانگ برآمد که ای ویچ، قشقایی را نسخه بپیچ. ویچ به میدان شد و دستار بیفکند. لنگ بدور کمر ببست چون تازیان کمر بچرخاندو چند قر ریز بریخت و آواز بخواند: «کمال و گولچ آوردیم جام حذفی و بردیم».

سردار اصغراکبرخان که صحنه بدید  سبیل را به سر انگشت تدبر بچرخاند و درشت دادی سرداد که کمال و گولچ ارزونیتون جام و نمیدیم بهتون

ویچ دوباره در داد آواز

کمال و گولچ کیریس و محسن آوردیم جام حذفی و بردیم.

اصغر اکبرخان بخواند

کمال و گولچ کیریس و محسن ارزونیتون جام و نمیدیم بهتون

ویچ را صفرا بجنبید. دستان به علامت علم نمود و دستی انگشت سبابه و دستی انگشتان، خمسه بگفت

حالا که اینجوری شد همون شیشتاییها

سردار اصغر اکبرخان سبیل بیاراست و لبان برهم فشرد و به آوای بی اگزوزان آنچنان شیشکی بر شیش لنگیان حوالت نمود که لرز به درز رسید و دشت و دمن خیس و تپه ای نماند.

لنگیان هراسان سوی لنگستان گروخت و قشقایی و غیر به غش غش خنده چمن جوید

چون آورد سرآمد ویچ شد هویج و اصغر اکبر مظفر.

خردبین را گفتند چه شد؟

گفت قشقایی درشت آمد ما ریز. برد پیشکی مایه شیشکی.

ویچ را گفتند ای ویچ لنگ بر چهره بپیچ که این شکل خجل سالها در گوشیان استیکر درآید

ویچ را صدا درامد

ای لنگ تو جام حذفی و هرچی هست.

حسن صانعی پور میگه:

شهر پر آشوب شد ،قرمزی در غم یک جام دیگر مسحور شد

مدعیان سه گانه ایران وآسیا به دوجام رضایتمند گردیده

ودر خیال باطل لیگ غوطه میخوردند

زهی فکرنادرست

سرنوشت را چه دیدی شاید وقتی دیگر وجام دیگر وتورنمت شهدایی دیگر


نام شما :

ایمیل شما :




رفتن به نوارابزار