اخبار جدید

::

:: استقلال ، باشگاهی با هویت و اصیل

اختصاصی آوای استقلال – نویسنده : دکتر کیارش حسن زاده – به بهانه تبعیض و ناعدالتی وقیحانه ی همیشگی مسئولان بر علیه استقلال و بخصوص پس از فوت نابهنگام بزرگان این تیم ناصر حجازی ، منصور پورحیدری و بی پناه ماندن استقلال و برعکس حمایت علنی دولت از پرسپولیس ،بد ندیدم مروری بر تاریخچه تاج یا استقلال ،شاهین و پرسپولیس داشته باشیم بخصوص برای نسلهای جدید که بیشتر بدانند وارث چه مکتبی هستند .

حرف در این مورد بسیار زیاد است شما هواداران تصور کنید یک مقاله مطالعه می کنید ، پس پیشاپیش از طولانی بودن مطلب عذرخواهی می کنم .

“تاج ،شاهین ، پرسپولیس”

ابتدا تیتروار و کلی پیش می رویم و در ادامه وارد تاریخ و تا حدی که برای دانستن اهمیت دارد وارد جزئیات می شویم

“تاج فقط یک باشگاه نیست یک فرهنگ ،مکتب و هویت است ”
“هویت باشگاهی و تیمی استقلال بعد از انقلاب توسط پیشکسوتان ، بازیکنان و هواداران بر پایه و اصول مکتب تاج باقی ماند ”

“مکتب شکست خورده باشگاه شاهین ”

“مکتب شاهین صرفا یک شعار بود که هیچوقت عملی نشد ”
“شاهینهای اصیل خود را پرسپولیسی نمی دانند و با شنیدن نام پرسپولیس از آن دوری می کنند ”

“پرسپولیس باشگاهی بی هویت و مکتب که با اتفاق انحلال شاهین در یک بزنگاه تاریخی توانست هوادار جمع کند ”

” بسیاری از قهرمانی ها و رکوردهای پرسپولیس بعد از انقلاب و با حمایتهای حکومتی و در مقابل تضعیف استقلال ،به این تیم و بازیکنانش حتی در عرصه ملی تقدیم شد ”

با احترام به همه انسانها از هر قوم و زبان و تفاوت سطح فرهنگی یا مادی در جامعه با اندکی تعمل بارزترین مشخصه دو باشگاه استقلال و پرسپولیس این است ، استقلال تیم قشر متوسط و سطح بالاتر جامعه است و پرسپولیس تیم کارگری و سطح پایینتر جامعه می باشد. این مطلب شاید جزو معدود نکات این مطلب هست که نویسنده به هیچ عنوان به قصد تخریب پرسپولیس آن را مطرح نکرده بلکه به لحاظ واقع گرایی و جامعه شناختی و عنوان کردن مشخصه اصلی و سالها درگیری و حتی دشمنی های زیاد بین بازیکنان و هواداران این دو تیم مطرح می شود.

بسیاری از پیشکسوتان بازیکنان و هواداران پرسپولیس براحتی به این تفاوت اذعان داشته اند. به شخصه سالها پیش و در زمان اوج فوتبال کاپیتان وقت پرسپولیس کریم باقری مشابه همین مطلب را بدون کوچکترین ابائی از وی شنیدم که خیلی واقع گرایانه معتقد بود در تهران و شهرستانها همیشه در بخشهای جنوبی و به اصطلاح فقیر نشین طرفداران پرسپولیس بیشتر است و برعکس و این مثال را هم زد مثلا درتهران از انقلاب به بالا استقلالی ها خیلی بیشترن و برعکس .
یا نقل از مرتضی احمدی هنرپیشه که از قدیمی ترین هواداران پرسپولیس بود: ” پرسپولیس در مقطعی شکل گرفت که مردم، دنبال راهی برای اعلام انزجار از رژیم سلطنتی می گشتند و تیم تاج بهانه خوبی برای اجرای چیزی بود که در ذهنشان وجود داشت. برای همین طبقاتی از جامعه که معمولاً به پایین هرم و مردم کوچه و بازار تعلق داشت، به جرگه طرفداران پرسپولیس پیوستند”

‌این مطلب بخصوص از دید غیر ایرانیها و بخصوص مربیان و بازیکنان خارجی که در ایران حضور دارند هم بازگو شده یک نمونه هم نقل از کارلوس کیروش که در خبرگزاری فارس مورخ ۹۶/۱۰/۱ موجود است زمانی که مصاحبه طولانی وی با نشریه فور فور تو انگلیس در مورد داربی تهران و مقایسه آن با ال کلاسیکو ترجمه شده بود و در بخشی گفته است : “این بازی بی شک بزرگترین داربی آسیاست و صد هزار تماشاگر و میلیونها ایرانی در سراسر دنیا شاهد این بازی هستند. در بزرگترین داربی آسیا شور و شوق ، وفاداری و البته خونریزی وجود دارد ” بطور سنتی پرسپولیس شاید نماینده قشر کارگری جامعه تهران و استقلال نماینده طبقه متوسط تهران بشمار می آید ”

بریم سر اصل مطلب که تاریخچه باشگاه ها و جزئیات وابسته به آن از ابتدا تا امروز

باشگاه دوچرخه سواران در سال ۱۳۲۴ توسط تیمسار پرویز خسروانی تاسیس که در ابتدا یک کلوپ دوچرخه سواری بود و خسروانی کمی بعد تیم فوتبال دوچرخه سواران را تشکیل داد که وارد لیگ شد .دوچرخه سواران در کنار تیمهای قدرتمند فوتبال آن زمان “سرباز” “شاهین” و” دارایی” ایستاد. نکته اینکه پیش از تاسیس” دوچرخه سواران” ” دارایی” که در سال ۱۳۱۵ تاسیس شده بود، پرطرفدارترین تیم فوتبال بود و برای اولین بار در ایران در یک بازی فوتبال دیدار “دارایی و توفان ” در سال ۱۳۲۴ پانزده هزار نفر به امجدیه رفته بودند که به گفته قدیمیها این بازی نقطه عطف شور و هیجان استادیوم رفتن مردم شد . دوچرخه سواران عالی شروع کرد و با نایب قهرمانی در دو جام باشگاه ها و حذفی تهران و با قهرمانی جام حذفی در سال در فصل دوم به اوج رسید .بازیهای دوچرخه سواران و شاهین و دارایی مهمترین اتفاق فوتبالی این مقطع از تاریخ بودند . درسال ۱۳۲۸ با توافق هیات مدیره دو تیم فوتبال دوچرخه سواران و سرباز ، تیم سرباز به دوچرخه سواران پیوست

و در پی آن تیم دوچرخه سواران بدلیل اینکه برای یک تیم فوتبال نام جالبی نبود به تاج تغییر نام داد .با افت دارایی از سال ۱۳۲۸ طوری که تا سال ۱۳۳۶ هیچ قهرمانی و نایب قهرمانی بدست نیاورد می توان گفت تاج جای دارایی را در لیگ گرفت روز به روز به هواداران تاج افزوده شد و از هواداران دارایی کاسته شد.

درسالهای بین ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۰ بیشترین قهرمانی ها را تاج کسب کرد. داربی تاج و شاهین سی هزار تماشاچی به امجدیه می کشاند واز سه فینال قهرمانی باشگاه های تهران بین تاج و شاهین ، تاج دو بار و یک بار هم شاهین قهرمان شد .مدیریت پرویز شیخان مدیرعامل وقت باشگاه تاج در کنار حمایت و درایت موسس و رئیس هیات مدیره تاج پرویز خسروانی در موفقیت های این باشگاه نفش بسزایی داشت و البته علی دانایی فرد از اعضای هیات مدیره و همچنین سر مربی تیم فوتبال تاج نیز در کنار این دو نفر، عامل بسیار تاثیر گذاری بود . ساختار و هویت این باشگاه بعنوان یک باشگاه ورزشی لوکس و مدرن یا بقول امروزی ها لاکچری تعریف شده بود و در باشگاه داری تیم های مختلف در رشته های ورزشی متعددی راه اندازی شد .
باشگاه تاج در ورزش بانوان بسیار عالی و البته متجدد عمل کرد و خیلی از تابوهای پیش روی دختران و زنان در ایران را شکست .این باشگاه جزو معدود باشگاه های فوتبال ایران بود که حتی شده مبالغ پایین بعنوان دستمزد به بازیکنان پرداخت می کرد .تاج در مناطق مختلف کشور چه در محله های فقیر نشین و محله های بالاتر ورزشگاه هایی با امکانات روز دنیا برای استفاده جوانان کشور تاسیس نمود. البته باشگاه های دیگر مثل شاهین نیز در حال توسعه ورزش و باشگاه و افزودن به تیمهایشان در سراسر کشور بودند ولی حرف اول را تاج می زد.

خسروانی بغیر از فوتبال در حدود نوزده رشته ورزشی دیگر نیز تیم راه انداری کرده بود. او بسیار موفق عمل کرد تا حدی که مسئولان حکومت در اواخرسال ۱۳۴۶ بمدت سه چهار سال پست ریاست سازمان تربیت بدنی ایران را به او سپردند.
طرفداران تیمهای تاج در تمام رشته های ورزشی ابتدا بیشتر افراد متمول بودند و علی القاعده بخاطر نوع مدرن باشگاه داری در ادامه قشر با فرهنگ کشور جذب این تیم شدند.
با قهرمانیهای مکرر تیم فوتبال تاج و درخشش بازیکنان ملی این تیم ، محبوبیت این تیم همه گیرتر شد و اقشار مختلف جامعه جذب این تیم شدند بخصوص قشر متوسط مردم ایران که تا به امروز طرفداران تاج یا استقلال را تشکیل می دهند . ساختار تاج تیم رویال یا سلطنتی بود که از جنبه فرهنگ و کلاس شرایط خاص خود را داشت. به غیر از اهداف و اصول اخلاقی مسئولین باشگاه ، حضور مربیان بادانش روز دنیا واخلاق مدار باعث پایبندی هر چه بیشتر بازیکنان این تیم به اخلاق و منش انسانی ، در عین حال حق طلبی ، سخت کوشی و رعایت نظم تیمی و احترام به پیشکسوت و حتی شیک پوشی شد که از این اصول بعنوان مکتب تاج یاد شده و می شود .بازیکنان تاج در تمام رشته های ورزشی مورد احترام ویژه بودند تا جایی که در اکثر رشته های ورزشی آرزوی ورزشکاران عضویت در باشگاه تاج بود .

اصول ذکر شده جزو لاینفک مرام و مکتب این باشگاه شد که در ادامه نیز که صرفا تیم فوتبال این باشگاه بعد از انقلاب باقی ماند پیروی پیشکسوتان و اسطوره های بی بدیل این تیم مثل منصور پور حیدری و ناصر حجازی و …از این مرام و مسلک به نسلهای بعدی و هواداران این تیم بخوبی انتقال یافت .
در اوایل شکل گیری مجدد لیگ فوتبال در ایران بعداز انقلاب ابتدا بنا بر انحلال تاج بود که با تلاشهای فراوان عاشقان این تیم با تغییر نام به استقلال توانست در لیگ فوتبال شرکت کند . نکته قابل ذکر اینکه برخی مسئولان حتی اگر قبل از انقلاب طرفدار تاج بودند تا مدتها بعد از انقلاب جرات ابرازش را نداشتند . در کل از هر زاویه ای به روند فوتبال در این چهل سال نگاه کنیم بدلایل واهی و غیر منطقی یکی نام تاج دومی شخص خسروانی موسس تاج ، سومی ناصر حجازی که می توان گفت خیلی از طرفداران استقلال بخاطر وی استقلالی شده بودند و مرام او که هیچوقت در مقابل قدرت و حکومت سرخم نمی کرد و همیشه طرفدار مردم بود ،
استقلال دچار ناعدالتی شد و حکومت جذب قرمزها و برضد تاج یا استقلال شد .بخصوص ناعدالتی بین بازیکنان استقلال و پرسپولیس در تیمهای ملی فوتبال ایران که در خاطرات بازیکنان استقلال بارها بیان شده است. تفاوت فرهنگی بین هواداران استقلال و پرسپولیس فارغ از اینکه در جامعه مشخص است ، برای اکثر کسانی که از قدیم تا به امروز استادیوم می روند پر واضح است . طوری که در بازیهای داربی اصولا تمرکز نیروهای انتظامی بدلیل سابقه های فراوان درگیری تمرکزشان به سمت قرمزها است و حضورشان در بازیهای استقلال همیشه کمرنگ تر از پرسپولیس بوده و هست البته با رواج هر چه بیشتر بی اخلاقی و پایین آمدن سطح کلی فرهنگ در جامعه ایران از نظر جامعه شناسی و روانشناسی امروزه تا حدی بی فرهنگی در هواداران استقلال هم

مشاهده شود همچنین در مقاطعی این موارد در سالهای اخیر در خاطرات بازیکنان قدیمی این تیم بارها بازگو شده است .
یک نکته عجیب در مورد این تیم مباهات به یک برد شش بر صفر در داربی ۱۳۵۲ است که قطعا سخیف ترین مباهات ممکن است جایی که داربیهای دنیا پر از این نتایج بوده و هست.

سالهاست داربی استقلال و پرسپولیس مهمترین اتفاق فوتبالی کشور است و هواداران این دو تیم
به همان نسبت افزایش جمعیت زیاد تر می شوند .
طرفداران دو باشگاه و رقیب دیرینه هر کدام در کری خوانی معتقدند طرفداران بیشتری دارند. این موضوع که کدام تیم در کل کشور طرفدار بیشتری دارد تا به امروز بی جواب مانده و احتمالا برای همیشه هم بی پاسخ می ماند و البته صدا و سیما و برخی مجریان و عوامل حکومت عجیب دوست دارند پرسپولیس را بدون هیچ سند و مدرکی مستند پرطرفدارتر بنامند حتی گاهی در اخبار ورزشی صدا و سیما هم این جمله بیان شده است . برخی از آنها البته گاهی به نظر سنجی برنامه نود استناد می کنند .در حالی که همگان در ورزش می دانند سالهاست استقلالیها این برنامه را تحریم کرده اند . از زمانی که برای هواداران آبی مسجل شد تهیه کننده و مجری این برنامه و عوامل دیگر آن طرفدار تیم قرمز هستند و عمدتا ضد استقلال عمل می کنند .
واقعیت اینست که تعداد هواداران دو تیم استقلال و پرسپولیس در ایران و جهان قابل تخمین دقیق نیستند ، برخی استانهای ایران استقلالی ها بیشتر هستند و در برخی پرسپولیسها البته در مقاطع مختلف تاریخی با فراز و فرود این تیمها در لیگ ایران یا آسیا و بر اساس درصد حساسیت بازی بر اساس میزان تماشاگر در استادیوم گاهی استقلال بیشترین تماشاچی را داشته و گاهی پرسپولیس فعلا طبق اخرین نظر سنجی کنفدراسیون فوتبال آسیا رکوردار بیشترین تماشاچی در آسیا استقلال است.
با آرزوی موفقیت برای تیم تاج و پایان تبعیض های ناجوانمردانه و امید به داشتن تحمل و صبر هر چه بیشتر و حمایت تمام و کمال هواداران فهیم استقلال از تیم و بازیکنان در شرایط بحرانی همچون گذشته تا رسیدن به مقصود که همان برقراری عدالت است و اینکه بر اساس مکتب تاج پیش بریم و تفاوتها از یادمان نرود .

مطالب ذکر شده از منابع معتبر که همگی در اینترنت موجود هستند مثل مصاحبه هایی از پرویز شیخان ، جعفر کاشانی ، خسرو غفاری ، ابراهیم آشتیانی و …
تهیه و تدوین شده است هر چند اندک ، برخی بازیکنان رشد یافته در این تیم نیز خواسته یا ناخواسته بر اصول و مکتب استقلال پا گذاشتند البته این امر بدیهی است و قطعا این موضوع هیچ وقت صد درصدی نبوده و نخواهد بود .جبر زمان و بی مهری های سازمان تربیت بدنی قبل و وزارت ورزش امروز ،فدراسیون فوتبال ،سازمان لیگ ،بدنه اصلی و قدرتمندتر حاکمیت ،بدتر از همه صدا و سیما در این سالها باعث شده هواداران استقلال همیشه از ناعدالتی و بی طرف نبودن حکومت ناراضی باشند و خیلی مواقع خونشان بجوش بیاید و حتی گاه گداری شاهد بروز ناهنجاری در هواداران هم هستیم ولی هنوز هم هویت این دو باشگاه و طرفدارانشان از نظر فرهنگی قابل مقایسه با هم نیست.

برویم سراغ شاهین ،شاهین هم یک مکتب بود بعنوان تیم دبیرستانی و دانشجویی با شعار اخلاق ، درس و ورزش که درسال ۱۳۲۱ توسط دکترعباس اکرامی تاسیس شد .مبنای تیم شاهین بر دور هم جمع کردن دانش آموزان و دانشجویان برای ورزش کردن در کنار تحصیلات بود و البته دستمزدی هم برای بازیکنان پرداخت نمی کردند.نکته قابل ذکر اینکه مسئولان این تیم جز در سالهای اولیه تاسیس که شاهین از دانشجویان تشکیل شده بود و برخی از آنها نیز بعدها به درجه های بالای مملکتی هم رسیدند ،در عمل برای رقابت و قهرمانی مجبور شدند قید دانش آموزان و دانشجویان را بزنند و بازیکنان را فارغ از تحصیلات جذب کنند. در نهایت باشگاه شاهین هیچوقت به شعاری که بعنوان مکتب شاهین از آن یاد می شود نرسید این مورد را برخی پیشکسوتان شاهین مثل جعفر کاشانی ” ” مصاحبه ایسنا مورخ ۱۵ بهمن ماه ۱۳۹۲ ” نیز اذعان داشته اند : “منظورتان این است که شعار مکتب شاهین خروجی نداشت ؟
ظاهر را نگاه نکنید و به عمق مطلب بنگرید. شاهین چه می‌گفت؟ اول اخلاق دوم درس و سوم ورزش. اگر شکم گرسنه باشد می‌شود اخلاق را تعریف کرد؟ آیا آدمی که گرسنه است می‌تواند درس بخواند؟ اگر کسی در ورزش استعداد دارد اما دو مورد دیگر را ندارد نباید به ورزش وارد شود؟ باید این طور باشد اما آیا در شاهین این طور بود؟ من می‌گویم نبود.”

مکتب شاهین بدلیل اینکه نمی شد شما هفته ای پنج شش روز در جهت قهرمانی ورزش کنی و دکتر و مهندس و …بشوی شکست خورد در کل شعار باشگاه شاهین بدرد فوتبال آماتوری می خورد.

نکته جالب اینکه طرفداران شاهین را برعکس تصور و شعار زمان تاسیس این تیم ، بیشتر از افراد فرهنگ پایین تر جامعه و بقول معروف مردم عامی تر و البته برخی از مخالفان حکومت تشکیل دادند چیزی که خود اکرامی موسس شاهین یا مسعود برومند ازاعضای هیات مدیره و سرپرست این تیم فکرش را هم نمی کردند.
به مرور افراد سطح پایین تر جامعه ، ضد تجددها و برخی مذهبیون افراطی و ضد حکومتی ها طرفداران شاهین شدند. شاید بتوان گفت برخی از این افراد در لجبازی با تاج بود و بخاطر نام “تاج” و اینکه تاج باشگاه مدرن و اتوکشیده ها شده بود و همینطور شایعاتی که مخالفان تاج برای خسروانی درست می کردند که اغلب مربوط به وابستگی وی به رژیم پهلوی بود به هواداری شاهین می پرداختند.

پر واضح است این طرز تفکر در این اقشار بواسطه سطح فرهنگی آنها بود جایی که همه مدیران و مالکان و مسئولان و اعضای هیات موسس و مدیره تیمهایی مثل تاج ،دارایی و شاهین و پرسپولیس و … همگی پیش از باشگاهداری و همینطور در ادامه ، دارای پستهای دولتی و سلطنتی بودند و اکثرا متمول و از افراد با نفوذ حکومت بودند و یا کلا تیم متعلق به دولت بود و اینها تحت تاثیر شایعات و بدون دقت به این مساله ،کورکورانه ضد تاج و طرفدار شاهین شده بودند. در مورد تاج و پرسپولیس که اکثرا اطلاعات کاملی در مورد خسروانی و عبدو دارید پس به چند نمونه از پستهای حکومتی و سلطنتی عباس اکرامی ذکر می گردد
مدیرکلی آموزش و پرورش تهران، قائم‌مقامی سازمان جوانان شیر و خورشید و معاونت وزارت آموزش و پرورش (در دوره وزارت مصطفی درخشش) در کارنامه وی دیده می‌شود. اکرامی همچنین مشاور بنیاد آمریکایی خاور نزدیک و مدتی نیز سردبیرکیهان ورزشی بود.

در ضمن تمامی این باشگاه ها دارای بودجه و ردیف مالی دولتی بودند که قاعدتا باید اسناد مالی آنها موجود باشد . به تمامی این باشگاه ها برای توسعه ورزش از طرف حکومت بدون تبعیض بودجه پرداخت می شد کاملا برخلاف شایعاتی که مخالفان تیم تاج مطرح می کنند .این هم یکی از مسائلی است که به غلط بعد از انقلاب باعث بی مهری مسئولان به استقلال شده است و هرچند هیچوقت هیچ مسئولی این نکته را بر زبان نیاورده است .
در ادامه در مورد انحلال شاهین و اینکه برخی بازیکنان شاهین چگونه به پرسپولیس که در سال ۱۳۴۷ از دست سوم بود و بعدها به دست اول آمد پیوستند می پردازیم .
چند اتفاق دست به دست هم داد تا شاهین منحل شود .

اول دودستگی در تیم در اثر اختلافات زیاد بین دهداری سرمربی شاهین با مدیر و مسئولان شاهین و حمایت برخی بازیکنان از وی مثل حمید جاسمیان، برادران وطن‌خواه، ناظم گنجاپور، کاظم رحیمی و یکی دو نفر دیگر که در مقطعی باعث بی نظمی وتق و لق شدن تمرینات این تیم شد .
مساله بعد اختلاف بین دکتر اکرامی مالک و موسس باشگاه شاهین و مدیر روزنامه کیهان ورزشی که به جاهای بالا کشید. این اختلاف بر سر مبلغی که قرار بود برای تعریف از این تیم و زدن عکس بازیکنان شاهین در صفحه اول کیهان ورزشی پیش آمد کیهان ورزشی طبق توافق مبلغ چهار هزار تومان درخواست داشت ولی باشگاه دو هزار تومان بیشتر پرداخت نکرده بود و ادامه ماجرا به فدراسیون رسید و جنجالی شد ‌. اتفاق بعدی بی سیاستی دعوا و زد و خورد مدیر باشگاه شاهین با رییس فدراسیون در استادیوم امجدیه در بازی شاهین با تهرانجوان بود که باعث تحریک و جنجال تماشاگران شاهین در ورزشگاه شد .

در ادامه سازمان تربیت بدنی باشگاه شاهین را بدلیل “منافات فعالیت ها با روح عالی ورزش توسط ” منحل اعلام کرد .

بر خلاف اینکه خیلی ها این مساله را نفوذ تاجی ها و شخص خسروانی در فدراسیون می دانستند ولی در
روایتی که مورد تأیید باشگاه شاهین است کاملا مشخص است که در این انحلال که چه به حق بوده یا ناحق خسروانی و باشگاه تاج هیچ نقشی نداشتند ، و این روایت اینست که حسین سرودی رئیس وقت فدراسیون فوتبال در درگیری‌های روز بازی و لغو پروانه شاهین بیشترین نقش را داشته است. او درخواست انحلال شاهین را به سازمان تربیت بدنی ارائه می‌دهد و سپس از طریق محمد خاتم که در آن زمان فرماندهٔ نیروی هوایی ارتش بود، منوچهر قراگوزلو رئیس سازمان تربیت بدنی را ترغیب می‌کند تا رای را تأیید نماید. سرودی به همراه محمد خاتم از اعضای تاج در دههٔ ۱۳۲۰ بودند” که پس از اختلاف زیاد با پرویز خسروانی از تاج جدا شده و در دههٔ ۱۳۴۰ از هواخواهان دارایی و در جبههٔ مقابل باشگاه تاج بودند” و” همچنین محمد خاتم یکی از سهامداران شرکت سی آر سی و باشگاه پرسپولیس نیز بود ”

با منحل شدن باشگاه شاهین در سال ۱۳۴۶ ، بازیکنان آن تیم حدود ۸ ماه بدون تیم بودند و در نهایت بدنبال تیمی که راهی آن شوند . تیمهایی مثل راه آهن ،عقاب و پاس خواهان آنها بودند که برخی ابتدا با پاس قرار داد بستند برخی با عقاب ولی در نهایت پرسپولیس که تیم دسته سومی و بی نام و نشان بود و در سال ۱۳۴۲ توسط علی عبدو مالک بولینگ عبدو تاسیس شده بود موفق به جذب برخی از آنها شد .

امثال کلانی، شاهرخی، بیوک وطن‌خواه، آشتیانی، رضا وطن‌خواه، هادی طاووسی ، شیرزادگان و جعفر کاشانی به رهبری همایون بهزادی و البته پرویز دهداری بعنوان سر مربی که خود یکی از واسطه های این انتقال شده بود به پرسپولیس پیوستند . بدلیلی که مشخص نیست شاید نفوذ علی عبدو و منافع چند باشگاه دیگر از این قضیه مسئولان فوتبال رده بندی تمامی تیمهای فوتبال((دسته یک و دو و سه )) را ملقی اعلام کردند و بین تمامی تیمهای تمام رده ها مسابقاتی برگزار کردند که دسته اول دوم سوم را از ابتدا مشخص کنند پرسپولیس در سال ۱۳۴۷ در این بازیها از دسته سه طی دو مرحله به دسته اول پیوست . پرسپولیس در اولین حضور در لیگ با این بازیکنان شاهین و بازیکنانی که از دسته سه داشت و از جاهای دیگر جذب کرد توانست قهرمان لیگ شود .این بازیکنان فصل بعد طی اختلافاتی با عبدو همگی از پرسپولیس به باشگاه تازه تاسیس پیکان که توسط خیامی مدیر عامل ایران ناسیونال ( خودرو) تاسیس شده بود رفتند، پیکان تعدادی بازیکن هم از باشگاه کیان گرفت که’ علی پروین” هم جزو آنان بود و تیم قوی ای ساخت و توانست قهرمان شود در این فصل پرسپولیس دیگر طرفدار نداشت و در لیگ چهاردهم شد .
فصل بعد محمود خیامی از تیمداری منصرف شد و این بازیکنان مجدد با پرسپولیس عبدو توافق کردند و به این تیم بازگشتند.جالب اینکه لفظ “لنگی” از همین سال بوجود آمد یکی از لیدرهای استقلال برای اولین بار در جمعی از طرفداران تاج با طعنه به این جا به جایی های پشت سرهم این بازیکنان و پشت سر آن تعویض تیم هواداران بهمراه آنها
یعنی رفتن یک سری از شاهینی ها به پرسپولیس
شاهینی های پرسپولیس به پیکان ، پیکانی های پرسپولیسی که شاهینی بودند مجدد به پرسپولیس گفت “اینها مثل لنگ حمام هستند هر لحظه دور یکی می پیچیند ” که از آن روز این لفظ برای این بازیکنان و پرسپولیس باقی ماند .

شاهین یکی دو سال پس از انحلال توانست با نام تیم دومش یعنی شهباز مجدد به فوتبال برگردد .
تیم شاهین که پیش از انقلاب و قبل از انحلال مثل تاج و البته نه به موفقیت تاج ، تیمهای زیادی در سراسر کشور راه انداخته بود بعد از انقلاب صرفا بعنوان باشگاه فوتبال تهران مجددا راه اندازی شد و در اوایل انقلاب قطب سوم فوتبال ایران بود و بازیهای استقلال ، پرسپولیس و شاهین بسیار جذاب بود .شاهین از سال ۱۳۶۵ بمرور کمرنگ شد و در سال ۱۳۶۷ با کوچ بازیکنانش مانند مجتبی محرمی، فرشاد پیوس، مرتضی فنونی زاده و رحیم یوسفی و کریم باوی به پرسپولیس و امیر قلعه نوعی، مرتضی یکه، محمدرضا شکورزاده، مرتضی اردستانی به استقلال قدرت خود را از دست داد و اکنون این تیم فوتبال در لیگ استان تهران مشغول فعالیت هست .

در خاطرات برخی از پیشکسوتان شاهین گفته شده پرسپولیس شاهین نیست و یا اکراه و دوری آنها از پرسپولیس ابراز شده است مثل قسمتی از مصاحبه دکتر خسرو غفاری از پیشکسوتان شاهین” از دکتر غفاری خواستیم که ماجرای کوچ ستارگان شاهین به پرسپولیس را برایمان تعریف کند. این که چرا شاهینی‌ها پرسپولیسی‌ شدند. غفاری با شنیدن نام پرسپولیس آهی کشید و گفت: پرسپولیس فرزند شاهین بود اما فرزند ناخلف!” دکتر بیشتر از این توضیح نداد که چرا پرسپولیس را فرزند ناخلف شاهین می‌داند ”
در این میان دو روایت داریم روایت مدیران و موسسان و هیات امنای شاهین و بازیکنانی که خود را شاهینی های اصیل می دانند و یا پیش از انحلال در شاهین بازی کردند یا بعد از شکل گیری مجدد شاهین با نام شهباز در لیگ حضور یافتند که همان فلسفه دوری از پرسپولیس را دارند و عده ای که از شاهین به پرسپولیس رفتند و … در ادامه برخی از بازیکنان و هواداران نسلهای بعدی پرسپولیس که عجیب دوست داشتند و دارند پرسپولیس را به شاهین بچسبانند که پر واضح است بدلیل شعار زیبای باشگاه شاهین یا همان مکتب شاهین از مطرح کردن این موضوع می خواهند برای خودشان و پرسپولیس جبران مکتب نداشته ها را بکنند .
اغراقهای فراوان حتی برخی خاطرات واهی هم در این مورد گفته شده که هیچکدام صحت ندارند که اگر چنین چیزی بود اولا بعد از انقلاب شاهین در کنار استقلال و پرسپولیس مجدد راه اندازی نمی شد یعنی اگر پرسپولیس همان شاهین و یا ادامه آن بود دیگر نیازی به تاسیس مجدد شاهین نبود همچنین در ادامه و تا به امروز در فوتبال پیشکسوتان تیم پیشکسوتان شاهین با موجودیت مستقل خود درمسابقات شرکت می کند و با پیشکسوتان پرسپولیس و بقیه تیمها به رقابت می پردازد پس موجودیت شاهین توسط هیات مدیره و برخی بازیکنان شاهین تا به امروز حفظ شده است
و همینطور اینکه هیچوقت باشگاه پرسپولیس یا بازیکنان و پیشکسوتان آن به خود جرات این را ندادند که جام های قهرمانی شاهین را به جام های پرسپولیس اضافه کنند چون رسمیتی ندارد و این دو باشگاه از ابتدا تا به امروز دو باشگاه مستقل بودند .

باشگاه پرسپولیس همانطور که پیشتر گفته شد در سال ۱۳۴۲ توسط علی عبدو مالک بولینگ عبدو تاسیس و خواهر شاه ، فاطمه پهلوی و همسرش محمد خاتم از اعضای هیات مدیره آن بودند .این باشگاه ابتدا تیم فوتبال نداشت و در سه چهار رشته مثل والیبال و بسکتبال تیم هایی داشت .

پر واضح هست چون تاسیس پرسپولیس برمبنای اهداف حرفه ای و باشگاه داری خاصی نبود پس دارای مکتب و مرامنامه خاصی هم نبود و مالک و مدیران و پیشکسوتانش هم هیچوقت در این زمینه صحبتی نکردند و صرفا با منحل شدن تیم فوتبال شاهین و پیوستن برخی بازیکنان شاهین به تیم فوتبال پرسپولیس ، این تیم توانست طرفدار جمع کند و البته در ادامه پرسپولیس به باشگاه داری ادامه می دهد و دیگر ربطی هم به شاهین ندارد .
این تیم ابتدا برخی طرفداران شاهین با خصوصیاتی که قبلا ذکر شد ( مذهبیون و افراد ضدحکومت و اقشار عامی تر جامعه ) را جذب نمود و در ادامه هم با محبوبیت و اسطوره شدن برخی بازیکنان این تیم مثل علی پروین بین اقشار جنوب شهر و طبقات کارگری با آن نوع اخلاق و بیان معروفش باعث شد هواداران این تیم را تا به امروز این اقشار تشکیل بدهند و البته بدلیل دار و دسته ها و بزن بهادرهای دور علی پروین این تیم مورد علاقه دار دسته ها نیز شد.
در این مورد هواداران پرسپولیس و نحوه هواداری آنها موارد ناپسند زیادی در اذهان طرفداران دیگر تیمها بخصوص تاجیها مانده است از قبیل قلدرگری ، فحاشی ، شکستن حرمتها ، تعصب کورکورانه و بی منطق و ضرب و شتم و دعواهای دائم ‌طوری که در چندین بازی پرسپولیس با استقلال و پاس و …بدلیل ضرب و شتم تماشاچیان حریف و تخریب استادیوم و ریختن داخل زمین و … بازیها نصفه کاره مانده است و با بررسی و رای کمیته انضباطی این تیم با نتیجه سه بر صفر بازنده میدان شناخته شد.

اتفاق بدی که خاطر استقلالیها را همیشه مکدر می کند و کماکان به بدترین نحو ادامه دارد حمایت ناعادلانه حکومت از پرسپولیس است به نحوی که بیشترین قهرمانیهای این تیم در لیگ فوتبال بعد از انقلاب و با مهجور نگه داشتن استقلال توسط حکومت و حمایت حکومت از پرسپولیس با غالب مذهبی بیشتری که بازیکنانش داشتند بدست آمده است و خیلی از قهرمانی ها و بقول معروف دوران طلایی پرسپولیس از زبان پیشکسوتان این تیم با سیستم فوتبال معروف به علی اصغری و فحش های رکیک اسطوره این تیم بعنوان سرمربی و بازیکن
به عوامل و بازیکنان این تیم همراه بوده است .
اکثر بازیکنان این تیم در آن زمان از ترس این اسطوره و دار و دسته های دور و برش حتی جرات انتقاد یا اعتراض هم نداشتند و به قول خودشان می رفتند تو زمین که بهر قیمتی ببرند و وای بحالشان اگر اشتباهی می کردند


نام شما :

ایمیل شما :




رفتن به نوارابزار